حسن بيگلرى

256

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

حرف ردع و وقف و وصل آن ردع ( بفتح اول و سكون دوم ) يعنى رد كردن و انكار مطلب ما قبل و اثبات جملهء ما بعد و « كلّا » را كه بمعنى چنين نيست حرف ردع گويند . در قرآن مجيد كلمهء مزبور سى و سه بار در 15 سوره در نيمهء دوم كتاب اللّه ذكر شده كه باتفاق علماى علم قرائت و تفسير در 7 موضع براى رد كردن مطلب ما قبل و اثبات جملهء ما بعد است و بايد بر « كلّا » وقف شود نه بر ما قبل آن و در 26 موضع ديگر نيز بعضى آن را براى رد كردن مطلب ما قبل دانند و برخى ( از جمله ابو حاتم از علماى علم قرائت و تفسير ) آن را براى تنبيه و آگاه ساختن مخاطب بر بطلان كلامش دانسته بر ما قبل « كلّا » وقف نموده‌اند و گروهى در 26 موضع مذكور بما قبل و ما بعد آن وصل كرده‌اند . مواضع هفتگانه عبارتند از : 1 - آيات 78 و 79 سورهء مريم : أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً لا كَلَّا ط ( كافرى كه ادعا مىكند كه به او اولاد و مال زياد داده خواهد شد آيا اطلاع بر غيب يافته و يا از نزد خداوند رحمن عهد و پيمانى گرفته ؟ نچنان است كه ميگويد ) . 2 - آيات 81 و 82 سورهء مريم : وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا لا كَلَّا ط ( غير از خدا ، معبودان ديگر گرفتند تا براى آنان مايهء عزت باشند - نچنان است ) . 3 - آيات 14 و 15 سورهء شعراء : وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ ج صلى قالَ كَلَّا ج ( و براى فرعونيان بر من گناهى است كه يكى از ايشان را كشته‌ام و به گمان آنها من گناهكارم پس ميترسم از اينكه مرا بكشند - خداوند بموسى فرمود نچنان است ) .